هفتم شهریور، جمعه ای که گذشت....

پنج سال شد!!!

چه زود!!!!!

پنج سال پیش یه همچین روزی من و همسری به عقد هم در اومدیم!

از حس اون روزم نمیتونم بگم.

به مناسبت اون روز اینو درست کردم

 

 

 

و با همسری نوش جان کردیم

بستنی وانیلی رو گذاشتم توی هوای محیط یه کم ذوب شد یه دونه انبه رو له کردم و با بستنی قاطی کردم و ریختم توی بستنی خوری. یه مقداری بستنی رو با پودر کاکائو قاطی کردم و ریختم توی دوتا لیوان یه بار مصرف و همه رو گذاشتم توی فریزر تا ببنده بعد هم اینجوری دیزاینش کردم

علت استفاده از لیوان یه بار مصرف این بود که من ازین قاشقهای مخصوص بستنی ندارم که بستنی رو گردالی در بیارم برای اینکه شکل بگیره ریختم توی لیوان یه بار مصرف که موقع در آوردن راحت لیوان رو شکستم و بستنی رو در آوردم

گردوها رو هم از صبح گذاشتم توی آب تا تازه بشن پسته اش هم تازه بود

/ 8 نظر / 18 بازدید
عاشق کوهستان

به به ... نوش جونتون و خوشابحالتون دوست گرامی ... سلام و درود[گل][دست] امیدوارم 120 سال زنده باشید با عافیت ...

مهدی

داستانش رو که شنیدم گفتم : اتفاق بدی بود ! لبخندی زد و گفت : بله ، ولی می تونست خیلی بدتر از این باشه ! بهرحال خداست و همیشه جای شکرش را باقی میگذاره حتی در بدترین شرایط ... خدایا شکرت ...

سحر

[هورا][هورا][هورا] سلام. مبارک باشه عزیزم، الهی پونصدمین سالگرد رو بگیری، در کنار بچه ها و نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها و ندیده ها![قلب] در مورد اون چیز خوشمزه که من حتی اسمشم نمیدونم فقط میتونم بگم [خوشمزه]

ماه بانو

[گل][گل][قلب] عشقتون پایدار دنیاتون پر از رنگای قشنگ

تمشک خانوم

تولد همسریت مبارک انشالله سال های سال در کنار هم خوشبخت و سلامت زندگی کنین . الهی آمین . [قلب]

نلی

معلومه حس اون روزت شیرین بوده خوشبخت و شیرین کام باشی گلم[ماچ]

ماهتاب

مهتاب جونم ايشااله ساليان سال به پاي هم پير بشيد [ماچ]

بهناز

به به مبارکه این پستت رو ندیده بودم شرمنده لای پست های کتاب گم شده بود. ایشالا که به پای هم پیر بشین و زندگی سرارسر شادی داشته باشین