برگشتیم

سلام به همگی 

ما برگشتیم 

غیر از مساله آزار دهنده گرما خوش گذشت 

چندتا عکس انداختم اما در مهمترین مکانی که رفتیم یعنی تخت سلیمان دوربین دست همسری بود که اونم لحظه ای از ما غافل شد و ما رو گم کرد و نتونستم عکس بندازم جای خیلی جالبی بود اما راهش هم خیلی دور بود و هم جاده اش پر پیچ و خم و کوهستانی واسه همین نمیشد تند بری و راه به نظر طولانی بود اما شب که اونجا موندیم خیلی خنک بود و جاتون خالی یه بلال کباب کردیم روی ذغال و زدیم بر بدن توی اون هوای خنک که همه داشتن میلرزیدن و پتو پیچ بودن من و همسری لذتی بردیم از خنکی هوا ناگفتنی!به زودی عکسایی رو که انداختم میذارم ببینید 

/ 3 نظر / 7 بازدید
داش دیوونه

رسیدن به خیر آبجی خوشحالم کنار خانواده بهتون خوش گذشته [لبخند][گل]

raha

سلام خوش اومدی مهتاب جون همیشه به سفر و خوشی[لبخند] منتظر عکسات هستم[لبخند][گل]