اولین دعوت از خانواده همسر

منوی غذام این بود:

برای افطار نون و پنیر و هندونه و چای و شیر و سوپ مرغ(ورمیشل)

و بلافاصله شام:

زرشک پلو با مرغ و قرمه سبزی

سالاد الویه

سالاد لوبیا

سالاد کاهو

دو طعم ژله : ژله لیمو با برشهای هلو بینش و ژله آلبالو با تکه های گیلاس

نوشابه و دلستر و ماست

برای دسر هم تیرامیسو

همه چیو خودم تنهایی آماده کردم و درسته که بسیار خسته شدم اما انگار یه بار بزرگ از دوشم برداشته شد. خیلی بد بود که تا حالا دعوتشون نکرده بودیم چون تنها عضو خونواده همسریه که ساکن قمه و چند بار هم ما رو دعوت کرده بودن و ما نتونسته بودیم!

اما همون چهار شنبه شب خبر بدی بهم رسید و کلی اعصابم بهم ریخت

همون شب بهم خبر دادن که خانم داییم توی بیمارستان بستری شده و سکته مغزی کرده و حالش خیلی بده خیلی حالم بد بود اما هم بخاطر مهمونهام هم اینکه به خوب شدنش امیدوار بودم زیاد به روی خودم نیاوردم تا مهمونیم برگزار بشه وخدا رو شکر به مهمونام هم خوش گذشت

/ 11 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو وسالارش

سلام مهتاب جونم. افرین حسابی برای خودت کدبانویی هستیا!اما یکم زیادی خودتو اذیت کردی. اولا که تو این روزهای بلند و وشبهای کوتاه آدم دو لقمه افطارمیخوره کلا سیر میشه، دوساعت بعدشم که میخواد بخوابه، مطمئنم بیشتر بیشتر غذاهات زیاد اومده.

مینا

وای چقد خسته شدی.تو که سنگ تموم گذاشتی.

بانو

به به چه کدبانويي !! از اين به بعد همش دلشون ميخواد بيان خونه شما [چشمک]

الناز

ماشالله عجب منویی . . . یکم ساده تر هم میشد هاااااا . . .[لبخند]

بهناز

به به چه منوی کدبانو! من خوشبختانه این یه مورد رو تو فامیل شوهر ندارم منظورم برادرشوهره! جاری خوبه یا ...؟

سحر

خو چه فایده عکس ننداختی[چشمک]

من و خودم

خانوم خانوما فقط می خواستی سلیقه ات رو به رخ شون بکشی ها! می دونم، واسه من فیلم نیا! [چشمک]

پری بانو

درسته آشپزی سخته اما خیلی لذذذت داره. خسته هم نباشی.. ایشالا زنداییت هم به زودی خوب میشن

همسری

ممنون از تمام زحماتت، از اینکه همشو تنهایی درست کردی خجالت زده م!!! انشالله جبران میکنم.