همکاری من و همسری

می خواستم از پرده های خونه قبلی استفاده کنم آخه خونه مستاجری رو نمیشه زیاد براش خرج کرد ممکنه سال دیگه ما رو از اینجا بلند کنه نمیشه چند صد هزارتومن پول پرده بدم که معلوم نیست جای دیگه به دردم بخوره یا نه. خلاصه که تصمیم گرفتم کمبود پرده های اون خونه رو با پارچه حریر ساده جبران کنم. یه روز با همسری رفتیم بازار و با 140 تومن سر و ته قضیه رو هم آوردیم 16متر حریر ساده و 6متر زیر پرده و 22متر نوار پرده خریدیم و خودم اقدام به دوختنش کردم! منم که آخر خیاط!!!!!! متنفرم از خیاطی! هروقت میشینم پای چرخ خیاطی اینقدر انرژی منفی میفرستم که چرخ هم خراب میدوزه! حتی اگه چرخ خیاطیه ژانومه باشه! خلاصه که با هزار اعصاب خردی پرده ها رو دوختم و همسری بعد دوهفته که کارش سبک شد شنبه بعد از ظهر پایه های دیوارش رو نصب کرد و تازه متوجه شدم که پرده های خونه قبلی برای اینجا کوتاهه!!!! وایییییییییییییی!!!!کلافهبازم خیاطی! باید هر مقدار که برای آب رفت پرده ها گذاشته بودن باز میشد تا شاید اندازه بشه هم پرده ها هم زیر پرده ها! یکشنبه رو تماما خیاطی کردم تا تونستم این کار رو بکنم آخه قسمت حریر پرده ها رو باید کوک به کوک میشکافتم تا جای دوختش پاره نشه! واسه همین خیلی وقتم رو گرفت. زیر پرده ها اندازه شد اما رویی ها یه کم کوتاهه اما مهم نیست!

و امروز هم بالاخره همسری شاخ غول رو شکست و پرده های هال رو زد! البته غول گندهه بود! خونه ام بالاخره داره مثل خونه میشه!

خوشحالم!بغلنیشخند

خصوصی نوشت برای همسری عزیزم :

ممنونم عزیزم میدونم خیلی خسته شدی پاهات درد گرفت از بس روی نردبون وایسادی، کتفت درد گرفت از بس بالا نگه داشتی، اما ببین خونه مون قشنگ شد! من چقدر خوشحالم! دیگه چشمام از نور زیاد درد نمیگیره! خسته نباشی عزیز دلم! 

/ 2 نظر / 4 بازدید
الناز

آخرشو خوب اومدی عزیزم . تشکر کردنت عالیه . من زبونم میگیره وقتی تشکر میکنم .

بهناز

مبارک باشه عزیزم. دست همسر مهربانت هم درد نکنه ولی خدایی نصب پرده خیلی سخته کتف آدم درد میگیره. البته همسرتون هم باید از شما تشکر کنه که زحمت این همه پرده رو کشیدی و دوختیشون معلومه که بانوی هنرمندی هستی دوستم