بانوی پاییز
قالب وبلاگ

در سال 1388 در حالیکه مادرش برای یک موضوع دیگر به بیمارستان مراجعه نمود و خود را برای جراحی آماده می نمود، بدون وجود هیچ گونه آثار و علایم بارداری در وجود و جسم ایشان و در حالیکه پزشکان معالج نیز در طول مدتهای درمان از بارداری اش آگاه نشده بودند  با واقعه ای شگفت روبرو شد ،فرزندی در حال تولد بود و او لحظه ای از بارداری خود آگاه شد که تا تولد نوزاد چیزی نمانده بود .خبراین تولد شگفت انگیز در سراسر ایران و حتی فراتر از کشوربا استقبال زیادی روبرو شده وهمگان را به تعجب واداشت. این نوزاد پس از تولد نیز از خود خصوصیات عجیب،ویژه و خارق العاده ای نشان داده است 


تولد باور از زبان پدر و مادرش

شاید داستان تولد باور برای هرکسی که در جریان به دنیا آمدنش است بسیارجالب و عجیب به نظر برسد.پدر و مادر باور نیز چنین نظری دارند و به دنیا آمدن فرزندشان را بیشتر شبیه یک معجزه می دانند و معتقدند فرزنشان که در طول9 ماه بارداری از وجود او هیچ اطلاعی نداشتند،از حمایت معنوی و الهی فوق العاده ای از جانب خداوند برخوردار بوده که بعد از تولد نیز با کودکان دیگربسیار تفاوت دارد و دارای نبوغ و استعداد فوق العاده است.باور هنرجو که اکنون 9 ماه از تولدش می گذرد در صحت و سلامت کامل به سر می برد.

مادرش می گوید باور از بدو تولد دارای قدرتی بسیار زیاد در پاها،دست هاو گردن خود بود وگردن خود را از همان لحظه تولد در اختیار داشت و علی رغم کودکان دیگر می توانست گردن خود را صاف و محکم نگه دارد و تنها چند ساعت بعد از تولد با دقت بسیار و با چشمانی کاملا باز سرش را به اطرافش می چرخاند و با توجه خاصی به محیط اطرافش نگاه می کرد.ما از بدو تولد باور متوجه رفتارهای ویژه و خاص باور شدیم.مثلا باور هیچ گاه مانند نوزادان دیگر حالت بی خبری از دنیای اطراف را نداشت و برعکس بسیار بر فضای اطراف خود مسلط بوده و تمام حرکت های اطرافش را زیر نظر دارد. از روز پنجم تولد او متوجه شدیم که می تواند روی پای خود با یستد و همچنین می توانست بنشیند و کمتر از یک ماه داشت که با تمرکزبر حرکت افراد مختلف مفهوم راه رفتن را درک کرده و زمانی که او را سر پا نگه داشتیم شروع به گام بر داشتن نمود و برای اینکه بتواند زود تر راه بیفتد بی تابی و بی قراری زیادی از او دیدیم.

از خصوصیات بارز دیگر باور این است که مفهوم کلمات و صحبت های اطراف را به خوبی متوجه شده و به آن واکنش نشان می دهد. او تفاوت بین محیط خانه با مهمانی یا محیط اداری با یک جلسه رسمی را حس کرده رفتار های متفاوتی مناسب با موقعیت مکانی و زمانی از خود نشان می دهد و نسبت به هر شخصی یک ارتباط خاصی از خود بروز می دهد.

عجیب‌ترین نکته این بارداری را بخوانید،

مادر باور می‌گوید: «من تا دو یا سه شب قبل از تولد باور از بارداری‌ام هیچ اطلاعی نداشتم و در ظاهر و جسم من هیچ آثاری وجود نداشت، پزشکان و دوستانم هم که با آنها در ارتباط بودم از ظاهر من متوجه هیچ علامتی از بارداری نشده بودند. حتی پزشک متخصص زنان که من در دو یا سه ماهگی بارداری‌ام به او مراجعه کرده بودم هم نتوانسته بود آن را تشخیص دهد. من در آن دوران شش ماه تحت نظر پزشک متخصص زنان بودم ولی متوجه نشده بود که باردارم!» او می‌گوید: «خودم هم هیچ احساس خستگی و سنگینی نمی‌کردم.» او همچنین ادامه می‌دهد: «حتی پزشکان متخصص زنان و زایمان هم به من گفته بودند اگر تصمیم به بارداری گرفتم باید تحت درمان قرار گیرم و جالب این‌که من هیچ تصمیمی برای بچه‌دار شدن نداشتم.» مشکلی داشتم و به یک متخصص مراجعه کردم، نگو آن زمان دو ماه باردار بودم، اما پزشکان به این موضوع شک نکرده بودند. عجیب این‌که در آزمایشات هم، هیچ نشانه‌ای مبنی بر بارداری من یافت نشد. MRI مغزی هم یکی از مراحل درمانی من بود زیرا فکر می‌کردند که شاید علت بالا رفتن پرولاکتین خون من تومور باشد ولی هیچ تومور و مشکل مغزی هم در من دیده نشد. او می‌گوید: «نکته عجیب‌تر این بود که من خیلی ورزش می‌کردم، حتی تقریبا 10 روز قبل از وضع حمل، در استخر و از ارتفاع شیرجه رفتم.»

همان شب فهمیدم باردارم

شب آخری که فردای آن باور به دنیا آمد دردهای بسیار شدیدی در ناحیه شکم احساس کردم. قبل از آن باید بگویم من در طول این مدت به غیر از داروهایی که پزشک زنان برایم تجویز کرده بود و خیلی هم خطرناک بودند داروهای گیاهی را که به شدت برای جنین خطرناک است، نیز مصرف می‌کردم. شب آخر وقتی با این علایم درد به بیمارستان مراجعه کردم، پزشک اورژانس رادیولوژی و سونوگرافی تجویز می‌کند، همان طور که می‌دانید همه اینها برای جنین بسیار خطرناک است، آنها احتمال می‌دادند که کیست یا آپاندیس است و باید روی من جراحی انجام دهند. ساعت 10 صبح قبل از این که به اتاق عمل بروم پزشک مرا مجددا برای سونوگرافی آماده کرد. دکتر سونوگرافی از من پرسید، چرا مراجعه کرده‌ای و من در پاسخ گفتم درد در ناحیه شکم. دکتر سونوگراف با تعجب گفت یعنی نمی‌دانی که بچه‌ات دارد به دنیا می‌آید؟! واقعا از این صحبت دکتر تعجب کرده بودم. باورم نمی‌شد، بی‌هوش شدم... در آن بیمارستان زایشگاه نبود، از این رو مرا به زایشگاه منتقل کردند.

دکتر عبدالحسین پشـتیبان متخصص کودکان می‌گوید: شیرخوار «باور هنرجو» از نظر تکامل، رشد مغزی و توجه به محیط اطراف در حد بالایی قرار دارد و از هوش خلاق برخوردار است.

همچنین دکتر هادی بخشنده می‌گوید: «مورخ 8/10/88 خانم جوانی مراجعه کرد که از درد شکم در عذاب بود... از وی سونوگرافی به عمل آوردیم و متوجه شدیم که وی 37 هفته است حامله بوده، وقتی به او گفتیم، او اظهار بی‌اطلاعی کرد و این برای ما هم عجیب بود. او به ما گفت که ماه‌هاست زیرنظر یک متخصص زنان است، چگونه باردارم که خودم متوجه نشده‌ام، پزشکم هم متوجه نشده، مگر امکان دارد...» دکتر هادی بخشنده می‌گوید: «علایمی که بیمار داشته در واقع دردهای زایمانی بود، که با نگهداری، پیشگیری و ارجاع او به بیمارستان زنان، منجر به تولد ناباورانه نوزادی دیدنی به نام «باور» شد.»

خانم ندا مادر باور معتقد است که تنها خواست خداوند متعال بوده تا باورکه تولدش بیشتر شبیه یک معجزه بوده، حال با این خصوصیات فوق العاده و خاص به حیات خود ادامه دهد.پدر و مادر باور تولد فرزندشان را معجزه ای از جانب خداوند می دانند و معتقدند که باور هدیه ای است که می بایست تحت حمایت ویژه قرار بگیرد.

ما نیز خوشحالیم که باور هنرجو در خانواده ای متولد شده که می توانند از او حمایت کنند تا استعدادهایش فرصتی برای شکوفا شدن پیدا کنند.

پدر باور بر این نظر است که کودکان بسیاری هستند که با استعدادهای فوق العاده فرصتی برای شکوفا شدن ندارند و این موضوع بسیار دردناک است که کودکانی با این خصوصیات حمایت نشوند. پدر و مادر باور هدف خود را از ساخت چنین وبلاگی آگاهی رساندن به خانواده هایی می دانند که فرزندانی با خصوصیات خاص دارند و به دلایلی نمی توانند بستر  ناسبی برای آنها ایجاد کنند 

منبع:

پرشین وی

وب سایت باور هنرجو http://bavarhonarjoo.com

[ ۱۳٩٢/۳/٢٢ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مهتاب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

-گر مذهب مردمان عاقل داری یک دوست بسنده کن که یک دل داری زن، متاهل، ساکن قم ، لیسانس زیست شناسی، هنربند!!!
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب